روز شمار انتخابات دوره دوم شورای شهر لردگان
روز پنجشنبه ۱۳۸۱/۱۰/۱۲ ساعت ۱۰ صبح درویشی بامیری به من گفت: رفتیم منزل یک شخصی، حبیب الله برای رای دادن به داراب حسنی صحبت کرد، آن فرد به من گفت توقع داشتم، حبیب برای رای دادن به رضا صحبت می کرد، من ناچار شدم گفتم داراب و رضا فرقی نمی کنند. قبل از این منصور گفت، با داراب و حبیب رفتیم منزل تعدادی از زیلایها، برای تبلیغ انتخابات شورا، البته، انتخابات. یعنی هرکسی تمایل دارد به هرکس رای دهد یا تبلیغ کند، این رفتارها برای من طبیعی بود، برای من و بعضی از فامیل روشن بود که تعدادی از آقایان ملاکریم نه تنها به من رای نمی دهند، بلکه تلاش می کنند، من در انتخابات موفق نشوم.
روز جمعه مورخ۱۳۸۱/۱۰/۱۳ صبح زود به مرغداری رفتم، ساعت ۱۱ برگشتم منزل و رفتم نماز جمعه، آقای کیانپور را دیدم گفت: چرا تا کنون ثبت نام نکردید، بروید سریع ثبت نام کنید. به منزل امدم به رحمت الله زنگ زدم گفتم. بیا برویم منزل آقای قدمعلی کلواری، گفت ساعت ۴ برویم، من گفتم به مرغداری میروم شما بیا دنبالم، رحمت امد، به منزل کلواری در روستای خاردان رفتیم، روی موضوع انتخابات شورا تبادل نظر شد، او گفت: آقای فرماندار اعلام کرد هرکسی از روستا می تواند وارد شهر شود و رای دهد، این کار بدی بود، باعث درگیری و اختلاف در شهرستان می شود، قرار شد آقای کلواری با فرماندار در خصوص عدم رای گیری روستائیان در شهر صحبت کند، از او خدا حافظی کردیم به منزل آمدیم. بعد از شام به اتفاق گروهبان، ضربعلی و نوروزی به منزل تعدادی از آقایان خالدی سرکشی کردیم، ساعت حدود ۱۰ شب به منزل رحمت رفتم، نبود همسرش شماره تلفن همراهش را به من داد، زنگ زدم گفت: منزل مشهدی بیت الله بامیری هستم، گفتم بیا، آمد به منزل حسین تماس گرفتیم، گفت منزل خوشید هستم، به اتفاق رحمت آنجا رفتیم قرار شد داخل ماشین با او صحبت کنیم، اما خورشید اصرار کرد ما وارد شدیم، روی ائتلاف تعدادی از کاندیدها و ورود روستائیان به داخل شهر برای رای دادن صحبت کردیم، آنگاه از آنها خداحافظی کردیم و به منزل آمدیم.