جنگ جهانی پنجم
جنگ جهانی پنجم
جنگ جهانی اول از سال ۱۹۱۴ شروع تا ۱۹۱۸ بین کشورهای متفقین و قدرت های مرکز روی داد که منجر به پیروزی متفقین و تجزیه عثمانی گردید، این جنگ بیشترین تلفات انسانی را در بر داشت. جنگ جهانی دوم ازسال ۱۹۳۹ شروع تا ۱۹۴۵ بین کشورهای متحدین و متفقین ادامه داشت و منجر به پیروزی متفقین و شکست متحدین گردید، در این جنگ هواپیما و استفاده از سلاح هسته ای نقش مهمی در جنگ و پیروزی متفقین داشت. جنگ جهانی سوم موسوم به جنگ سرد بین بلوک غرب به رهبری امریکا و بلوک شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی اتفاق افتاد که منجر به تجزیه اتحاد جماهیر شوروی و جدایی کشورهای بلوک شرق و الحاق به بلوک غرب گردید. جنگ جهانی چهارم بین کشورهای فقیر و سازماندهی نشده معروف به جنوب و کشورهایی موسوم به شمال رخ داد که منجر به شکست دول عقب مانده جنوب شد. اما جنگ جهانی پنجم بین نهضتی که جرقه آن در دهه ۴۰ در ایران با رهبری امام خمینی زده شد آغاز گردید، این نهضت در سال ۵۷ تبدیل به حکومت گردید، از همان بدو حکومت مخالفین به انحا مختلف سعی کردند آن را از مسیر منحرف یا سرنگون نمایند، اما تقدیر با آنها یار نشد، اما دست بردار از این نبرد نشدند، جنگ جهانی پنجم جنگ فکری فیزیکی بین دول شمال و محور مقاومت بود، دول شمال معتقدند با جنگ فکری باید، پیش از آنکه دول جنوب را مغلوب یا به صف خود ملحق کنیم آنان را بشناسیم، به جای حمله با ابزارهای دفاعی و فیزیکی کار بر روی افکار و قلب های مخالفان را انجام دهیم. جورج بوش در طول تصدی پست مدیریت آژانس اطلاعات مرکزی امریکا(سیا) به ابعاد این شیوه حمله پی برد. اما نتوانست به درستی از آن بهره برداری کند، سردمداران آمریکا و برخی کشورهای اروپایی می گویند: ما به قانون مندترین شرایط جنگ و صلح، مصالح و دیپلماسی می اندیشیم. حال می خواهد با رهبران شوروی و کرملین باشیم یا با تروریست های خاورمیانه که ذهنشان سالهاست انباشته از تفکرات ساخته دست خودشان است. محور دوم، اقتصاد که باسرعتی دیوانه وار در حال حرکت است، این بهترین فرصت بعد از شناخت آنها است، زیرا طیف مقابل دارای اقتصادی با سیر قهقرایست، زمان برای ما مهم است، نباید به دهه ها نگریست، زیرا انها راهی برای این قهقرایی پیدا خواهند کرد. همان طور که زمان نقش مهمی در انحلال حتمی امپراتور شوروی داشت، باید زمان را برای انحلال تروریست های شرور خاورمیانه مدیریت کرد. ایران حکومتی است که با حالت تغییر پذیری خود به حیاتش ادامه می دهد، آنها در جایی که مشکل یا ناممکن است دورنمایی خیالی ترسیم می کنند و از اشخاص بد داستانهای خوب می سازند، آنها از لحظه فعلی به لحظه بعدی می اندیشند، اما بودند کشورهای خشک مغزیی که با کار بر روی قلب و فکر آنها توانستیم تغییرات معناداری در آنها بوجود اوریم( عربستان، امارات متحده عربی و کویت) ایران فرق دارد این کشوری توسط مذهب شیعی هدایت می شود نه اسلام، این خطر بلقوه برای جهان شمال است، کرملین این خطر را درک کرده، بیشتر از آنکه از بلوک غرب بترسد از روحانیون ایران می ترسید، به همین خاطر به حاکمان ایران نزدیک می شود. آنها می خواهند با پرچم سفید وارد قلعه شوند تا آنکه بیرون بمانند و با پرچم سرخ باشند. روسیه ارزش جذب مخالفین و متحدین خود را برای حفظ منافعش درک کرده و از آنها جانبداری و در جهت خواستهای آنها عمل می کند. ایران در میان دول فقیر جنوب جز شرورترین، خشن و آشوب طلب ترین ملل ها است، آنها در نومیدی محض به دنبال رهایی هستند، آنها با وجود احتیاجات مردمشان که با گرسنگی و فقر دست و پنجه نرم می کنند اقدام به اعمال خشونت آمیز می کنند. رهبری ایران ملت خود را آماده کرده و درآمدهای نفتی شان را در جهت رشد برنامه هایی به کار می برند که اصولا در تضاد با منافع ما است. عقاید مذهبی تشییع ، تعصبات تاریخی، و ذهنیت منفی آنها نسبت به ما، دشمنی ایجاد کرده که در جنگ های اول، دوم، سوم و چهارم مشاهده و درک نکرده بودیم. این رهبری در تامین تدارک جنگ علیه دشمنان خود است، این جسارت زمینه خیزش را برای کشورهای به حاشیه رفته که تا این زمان جسارت و جرعت اظهار نظر پیدا نکرده بودند فراهم کرده، که این خطرناکترین تئوری ممکن برای دشمنان ما است، برخی از کشورها که خود جرعت رویارویی نداشتند حالا با پشتیبانی مالی و فکری و رصد اطلاعاتی به ایران، به دنبال جبران شکست خود هستد، این بار دشمن در قالب جدیدی، بسیار مهلک تر از جنگ جهانی چهارم است با پوشش مذهب وارد کارزار شد. این یعنی مرگ تدریجی کشورهای شمال، تا زمانی که مخالفان ما با این اندیشه زنده بمانند ما احساس آرامش نمی کنیم، لازمه کار برداشتند هر آن کس که این تفکر را هدایت و پشتیبانی می کند جز اصول لاینفک سیاست ما باید باشد. بنابراین جنگ جهانی پنجم را در شرایط نابرابر با همه ترفند های فکری و فیزیکی به میدان اوردند تا زمان مرگ تدریجی آنها روند کندترین به خود بگیرد، با وجود شهادت قائد عظیم الشان و فرماندهان علی رتبه ایران در همان ساعات اولیه، اما درایت و برنامه ریزی از پیش تعیین شده قدرت عمل را از دشمن گرفت، آنچنان مقاومتی از خود نشان داد، که دنیا این را فهمید که امریکا قدرت پوشالی و مترسکی بیش نیست، این مقاومت نقطه امیدی برای همه ملل ازادی خواه جهان شد. با وجود تداوم جنگ تا کنون، نظر سنجی ها نشان می دهد پیروز این میدان تا کنون ملت ایران و محور مقاومت با همراهی برخی کشورهای دارای منافع مشترک می باشد. باید منتظر ماند که سرانجام این جنگ چه خواهد شد.