روز شنبه مورخ ۱۳۸۱/۱۰/۱۴ قرار شدیم به اتفاق رحمت الله برای ثبت نام به فرمانداری برویم، من به اداره ارشاد رفتم علی کاظم را دیدم، با او در خصوص شورای شهر صحبت کردم، گفت: سری به منزل اقایان مشهدی محمدصالح، یارمحمد،غلامرضا و رضا حسنی بزنید، آنها به ...رای نمی دهند، اما نظرشان روی شما مثبت است. به طرف منزل امدم رحمت را دیدم، سوار ماشین او شدم به منزل امدم شناسنامه را برداشتم برویم برای ثبت نام، جلو در حسین پسرم را دیدم، گفت، کجا میروید،گفتم ثبت نام برای شورای شهر، گفت: فردا ولادت حضرت حضرت معصومه س است خوب فردا بروید، موضوع را به رحمت گفتم،ایشان گفت فردا میرویم، به آرایشگاه رفتم سرم را اصلاح کردم، به مغازه یارمحمد رفتم، پس از احوالپرسی مسئله شورای شهر را مطرح کردم وی بسیار خوشحال شدند و قول دادند در حد توان کمک نمایند.(طایفه ساطحی از سال ۱۳۶۱ با تشکیل تیم فوتبال شهدا رسما در مسابقات شهرستان حضور فعال داشت، این تیم متشکل از نیروهای قدیمی ساطحی، مانند، سهراب بامیری، ولی محمد بامیری، محمد بامیری، شکرالله حسنی، فریبرز حسنی، بهروز حسنی، اقاحسن بامیری، رمضان بامیری، رضا بامیری، ابوالفتح حسنی، رحمت الله بامیری، غلامرضا حسنی، غریب حسنی، هومان حسنی، علی پناه حسنی، علی طلا حسنی، شکرگعلی حسنی بود بعدهادر اواخر سال ۱۳۶۸ به خاطر رفتار بعضی از فامیل بین آقایان حسنی و بامیری شکاف ایجاد شد، تیم شهدا به دو تیم استقلال و پیروزی تقسیم شد، سرپرست تیم استقلال آقای یارمحمد حسنی و سرپرست تیم پیروزی اقاحسن بامیری بود، البته وجود و تداوم تیم فوتبال آقایان ساطحی در درجه اول مدیون تلاش و فداکاری اقاحسن بامیری بود) به مغازه عمو عزیزقلی بامیری رفتم، از او خواستم با اقوام همسرش مثل بهرام حسنی برای رای دادن صحبت کند، گفت با آنها صحبت کردم، گفتند اگر شما به ما رای دادید ما هم به شما رای می دهیم. نوروزعلی تماس گرفتند گفتند امشب برنامه دارید؟ گفتم بله گفت: با خانم سعیدی معاون دبیرستان حضرت زینب هماهنگ کردم به منزل آنها برویم، گفتم به شما اطلاع می دهم، امدم به اتفاق رحمت الله به منزل ولی احمدیان رفتیم، موضوع انتخابات شورای شهر را مطرح کردیم، بسیار خوشحال شدگفت: هرکجا شما صلاح دیدید بگوئید تا باتفاق هم برویم. بعداز آنجا به منزل آقایان هدایت الله سلحشور، عنایت شریفی، علی کریمی، محمودشریفی، یارویس رئیسی سرکشی کردیم و در خصوص انتخابات شورا با آنها مشورت و تبادل نظر صورت گرفت. سپس به منزل کوروش جهانی رفتیم، وی گفت رفتیم شهرکرد برای تودیع و معارفه مدیرکل اموزش و پرورش، ظاهرا آقای بهمن سمیع از چهره های اصلاح طلب استان اهل فرخشهر مدیرکل اموزش و پروش بود. که اقای اکبر سعیدی اهل کرمان جایگزین ان شده بود. با توجه به اینکه آقای جهانی مدتی همسایه من بود و از طرفی در مدرسه شبانه روزی زمانی که من مدیر بودم کلاس داشت، قول مساعدت دادند، بعد از ان، به منزل نقدعلی شهبازی رفتیم با برادرش یکجا زندگی می کردند، زنگ زد آقای مظفر امیری فرزند شهید آمد، موضوع انتخابات شورا مطرح شد، با توجه به گرایش فکری آنها، قول مساعد برای همکاری دادند.