روز شمار انتخابات دوره دوم شورای شهر لردگان
روز دوشنبه مورخ ۱۳۸۱/۱۰/۱۶ به دبیرستان علامه رفتم، سوالات درس مطالعات را به هاشم سعیدی تحویل دادم، به اتفاق محمدرضا ادیم و عبدی خلیل مقدم پیاده به طرف بلوار شهدا به راه افتادیم، داخل خیابان آقای نوذر سلطانی را دیدیم، گفت: دیشب دعوت فیروز الله حسنی بودم، به فیروزالله گفتم، رضا بیشتر برای شما تبلیغ می کند تا برای خودش، من را چهار راه شهرداری پیاده کرد، به شهرداری رفتم، با آقایان فضل الله قاسمی، سالارحسین پور و شهریاربامیری ملاقات کردم، در خصوص آرایش کاندیداها بحث و بررسی شد، شهریار مریض بود گفت: از دست تو نگرانم، بعضی از رفتارهای شما قابل قبول نیست، چرا با حبیب و داراب حسنی به منزل صفرعلی نادری رفتی؟ من بدهکار شما هستم، باید بدهکاری را جبران کنم، من به شهریار گفتم، انتظار دارم جلساتی برای من تشکیل دهید، از او خداحافظی کردم به اتاق شهردار رفتم، از او خواستم، به منزل حاجی ملا خالدی زنگ بزند، در خصوص چاپ پوستر و عکس های تبلیغاتی مشورت کردم، پیشنهاد شد تا من و رحمت الله پوستر مشترک چاپ کنیم، گفت: باید با بقیه فامیل مشورن کرد. جلو درب شهرداری شاپور نادری را دیدم، گفت: انشالله روز انتخابات در حضور دیگران نشان خواهم داد که طرفدار شما هستم. شب به منزل عبدصالح حسنی، اسحاق اسحاقی که همسایه ما بودند رفتم، با آنها مشورت کردم، رحمت الله امد، به اتفاق به منزل حاجی ملا خالدی رفتیم، وقتی وارد شدیم داراب حسنی، معطلی و البرز حسنی آنجا بودند، خجالت کشیدیم، چند دقیقه نشتیم، آنها خدا حافظی کردند و رفتند، آقای خالدی قول داد لیستی از آقایان تهیه وبه اتفاق، از آنها سرکشی نمائیم، خدا حافظی کردیم به منزل اقایان، اسفندیار کریمی، محسن کریمی پیرعلی رحیمی رفتیم، با آنها مشورت کردیم، به منزل رجبعلی بامیری رفتیم نبود، به منزل علی کاظم حسنی تماس گرفتیم سراغ رجبعلی را گرفتیم، گوشی به او داد، گفتیم بیا برویم منزل هوشنگ رحیمی آمد بیرون به اتفاق به منزل هوشنگ، محمد صالحی و برادر هوشنگ رحیمی رفتیم هیچ کدام منزل نبودند، به منزل برگشتیم.