روز شمار انتخابات دوره دوم شورای شهر لردگان
در روز سه شنبه مورخ ۱۳۸۱/۱۰/۱۷ محمدشاه تماس گرفتند، گفت: عروسی دختر ملا موری است، بیا برو عروسی،( حاج مهرعلی بامیری معروف به ملاموری فرزند ملاحسین، بزرگ خاندان فامیل بامیری، ساکن روستای میان قلعه ساطح بود) به مغازه رفتم، رحمت الله امد گفت: بیا برویم پیش امام جمعه( حاج آقای انصاری امام جمعه وقت شهرستان لردگان بود، او از نظر صداقت و پاک دستی نظیر نداشت) به دفتر امام جمعه رفتیم شلوغ بود ایشان میهمان داشت، برگشتیم، پیش از عزیمت به طرف ساطح با گروهبان در خصوص روند سرکشی از خانواده ها بحث کردیم، او اعتقاد داشت، باید به کلیه فامیل بامیری سرکشی کرد، من با این کار مخالف بودم، گروهبان گفت: ممکن است تعدادی از آقایان بامیری سرما کلاه بگذارند، من روی حرف آنها شک دارم، برخی از این افراد را نام برد، من گفتم، نباید وقتمان را روی فامیل صرف کنیم، انشاالله آنها رای خواهند داد، سوار نیسان شدم مشهدی نوروزی و حاجی آقا جلو نیسان سوار شدند، داخل ماشین با مشهدی حاجی آقا در خصوص انتخابات صحبت کردیم، او بیشتر برای داراب حسنی تبلیغ می کرد، به من گفتم، سری به احمد آقا بزنید، با حضرات کاعلی خون هماهنگی کردیم، هرکدام مبلغ ۳۰۰۰ تومان یوزی جمع کردیم، پول یوزی من را محمدخان داد، آنها را داخل پاکتی گذاشتیم و به خانواده ملا موری تحویل دادیم، جشن عروسی در مدرسه روستای میان قلعه برگذار شد، نهار را ساعت ۲بعداز ظهر که مرغ با برنج بود صرف کردیم، بعد از صرف نهار به طرف لردگان حرکت کردیم، بین راه لوله اگزوز نیسان شکست، اقامراد از میان قلعه با ما امد، چون او ساکن روستای سرزگاب بود اصرار کرد، ما شام منزل انها باشیم، اما به دلیل مشغله کاری نرفتیم،