روز جمعه مورخ ۱۳۸۱/۱۰/۲۰ به مرغداری رفتم، تا عصر کار کردم، به منزل امدم، گلنار بامیری تماس گرفتند، در خصوص انتخابات شورای شهر تبادل نظر شد او گفت: من با خانم مهین خورشیدی، رحمت الله کریمی و کرمعلی نادری برای حمایت از شما صحبت میکنم از او خداحافظی کردم، رحمت به منزل امد، به اتفاق به منزل آقای ولی خان خالدی رفتیم نبود، گفتند رفت منزل ملا قباد خالدی عروسی داشتند. به منزل اقایان کورش خلیل مقدم، زادعلی خلیل طهماسبی، خیرالله میراثی، نصرالله امیری، تقی پور، ولی شهبازی، حسین طهماسبی، توکل قنبری و علی قنبری رفتیم با آنها در خصوص انتخابات شورای شهر صحبت کردیم، آنها قول مساعد برای حمایت از ما دادند.

در روز شنبه مورخ ۱۳۸۰/۱۰/۲۱ به اتفاق رحمت الله به منزل حاج شاونلی نادری رفتیم، به محض رسیدن درب منزل آنها، کرمعلی نادری با خانواده آمدند، از ماشین پیاده شد احوالپرسی کردیم، گفت: همسرم را ببرم منزل برادرم برمی گردم، چند دقیقه منتظر ماندیم، آمد به اتفاق وارد شدیم‌، پس از خوش و بش در خصوص انتخابات شورای شهر صحبت کردیم، وقتی خواستیم خدا حافظی کنیم، آقای حمزه علی رحیمی آمد بسیار از من تعریف کرد، بعد از آن به منزل لطف الله نادری و پیرزاد بویری رفتیم، آقای بویری ما را به طبقه دوم ساختمان برد، روی مبل نشستیم، گفت این ساختمان علیرضا است هرچه به او می گویم عروسی کن قبول نمی کند اما پسر کوچکتر ازدواج کرده بعد از دست شهردار ابراز نگرانی کرد، گفت یک قطعه زمین به من نداد، اما قول داد به ما رای دهد او رابطه گرمی با قباد بامیری داشت. بعد از آنجا به منزل مهرعلی طهماسبی و حسین طهماسبی رفتیم، آقای طهماسبی ما را به همان اتاقی برد که چند جلسه برای انتخابات آقای یوسف پور تشکیل داده بودیم، در خصوص انتخابات بحث کردیم، او گفت آقای رضا طهماسبی کاندیدا هستند فکر کنم حدود ۹۰۰ رای می اورد، اما مرتضی جلیل احتمال رای آوری دارد تا ساعت ۱۱ شب نشستیم سپس خداحافظی کردیم و به منزل آمدیم.